اینهم از شاهکار هایت !
اصرار کرده بودی به خاله معصومه برات سبیل بگذارد تا شبیه بابا بشی . تا وقتی خاله پیشمان بود هر شب شبیه بابا می شدی و کلی ما را می خنداندی . موفق نمی شدم از مهدیه عکس بگیرم . وقتی ریش و سبیل براش میکشید دیگه یه لحظه وانمی ایستاد . عکس هایی هم گرفتم اما بیشتر مثل یک روح در حال حرکت بود . حالا بماند برای بعد تا دوباره خاله بیاید .